آرشاویر

دست نوشته های آرشاویر (محمد علی بخشی پور)

آرشاویر

دست نوشته های آرشاویر (محمد علی بخشی پور)

آرشاویر

*شب شده است و همه منتظرند آرشاویرها سیاهی شب را کنار بزنند و به آستان خورشید ادای احترام کنند...

* به چشم هایش که خیره شدم خط خطی کردم،نوشتم، گریستم، ناگاه شنیدم گفتند شاعر است...

*
منتظر نظرهایتان هستم..

من در اینستاگرام: instagram.com/m.alibakhshi_arshavir

آخرین مطالب
  • ۹۴/۰۳/۰۲
    من

شال نخی

پنجشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۵۰ ق.ظ

دست‌هایم یخ زده وهیچ آیه از آسمان برای تسکین زمین فرو نمی‌آید، فرشتگان قهر کرده‌اند انگار. 
تن‌ها کسی که از پنجره به باران چشم دوخت تو بودی و بس
دیگر کسی کلمات خیس رهگذران را بخاطر نمی‌آورد ودلم، این پسر بچهٔ عاشق مثل برگ‌های شمع دانی بوی اندوه گرفته است! 
پیش از آمدنت، گمان می‌کردم عشق‌‌ همان بازی کودکی‌های من است، فکر می‌کردم آخر دنیا سمت مهربانی پدر و مادر است و آن لبخند همیشگیشان. 
حالا که رفتی فهمیدم عشق حسرت سیبی بود که در کنار پنجره گاز زدی.! 
آه آن چ‌تر چرخاندت زیر باران... 
آه آن بازی رنگ‌ها... 
آه آن عشق نوجوانی... 
من برای تو شاعر شدم ودیگر هرگز در آینه خود را ندیدم. 
تورا به خدا مشتی عاطفه نذر عاشقت کن، فقط به اندازهٔ ظرف شکستهٔ مجنون... 
لیلی! 
از آن وقت که تو را دیده‌ام هزار ساله شده‌ام، باور کن، کافیست یک بار فقط یک بار دیگر شال نخی‌ات را در باد تکان دهی تا ابر ولگردی شوم و آرزو‌هایم را تا آخرین قطره ببارم. 


*آرشاویر
  • محمد علی بخشی پور(آرشاویر)

آرشاویر

عاشقانه

محمد علی بخشی پور

نثر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی